close
تبلیغات در اینترنت
خرید هاست
داستان هیزم شکن
loading...

سایت جامع حسابداری

هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود"تبرش افتاد توی رودخونه.وقتی در حال گریه کردن بود یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه میکنی؟هیزم شکن گفت:تبرم توی رودخونه افتادفرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت و از هیزم شکن پرسید:آیا این تبر توست؟هیزم شکن جواب داد"نه"فرشته…

آخرين ارسال هاي انجمن
عنوان پاسخ بازديد توسط
لوله فولادی برق 0 8 moti74
فوايد استفاده از شيشه رنگی پنجره 0 7 moti74
دانلود رایگان کتاب آموزشی نرم افزار حقوق دستمزد شایگان سیستم 0 44 aliazariacc
دموی رایگان نرم افزار حسابداری شایگان سیستم 0 137 aliazariacc
دانلود آموزش جامع نرم افزار همکاران سیستم 22 2552 shahriyarzfr
دانلود کتاب حسابداری شرکتی 1 339 7886
اجزاء و عناصر سیستم حقوق و دستمزد 0 372 hesab
دانلود رایگان فایل اکسل مغایرت بانکی 0 387 hesab
آشنایی کلی با سیستم کاری شهرداری 0 179 hesab
حداقل دستمزد سال ۹۲ تصویب شد 0 187 hesab
حسابداري صنعتي 1 303 hajibandeh
حسابداری پیمانکاری 1 259 hajibandeh
دانلود فایل حسابداري مالياتي 0 302 iran
به نام خدای حسابگر ، حسابساز، حسابرس و حسابدارِِِ 0 168 hesab
شناسایی روش لایفو و فایفو و روش ارزش ویژه 0 172 iran
دانلود آموزش حسابداری بانکی 0 178 iran
روشهای هزینه يابي سفارش كار – مرحله ای 0 525 iran
معرفی نرم افزار رافع 7 0 209 hesab
حسابدارى قراردادهاى بلندمدت پيمانکارى 0 175 hesab
مباني حسابداري دولتي 0 139 hesab

داستان هیزم شکن

هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود"تبرش افتاد توی رودخونه.
وقتی در حال گریه کردن بود یه فرشته اومد و ازش پرسید:
چرا گریه میکنی؟
هیزم شکن گفت:
تبرم توی رودخونه افتاد
فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت و از هیزم شکن پرسید:
آیا این تبر توست؟
هیزم شکن جواب داد
"نه"
فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید:
آیا این تبر توست؟
دوباره هیزم شکن جواب داد: نه
فرشته باز هم به زیر آب رفت و با تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبر توست؟
جواب داد:
آره
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هیزم شکن خوشحال روانه خانه شد.
روزی دیگر هیزم شکن وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه میرفت زنش افتاد توی آب.هیزم شکن داشت گریه میکرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟اوه فرشته زنم افتاد توی آب.
فرشته هم رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید:زنت اینه؟هیزم شکن فریاد زد: آره!
فرشته عصبانی شد."تو تقلب کردی
هیزم شکن جواب داد:اوه فرشته من منو ببخش.سوء تفاهم شده.میدونی اگه به جنیفر لوپز نه میگفتم تو میرفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی.وباز هم اگه می گفتم نه تو میرفتی و با زن خودم بر می گشتی و من هم میگفتم آره.اونوقت هر سه تاشون رو میدادی.اما فرشته من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم"و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره

نتیجه اخلاقی:
هر وقت مردی دروغ میگه به خاطر یه دلیل شرفتمندانه و مفیده

برچسب ها داستان , هیزم , شکن ,
حسابدار بازديد : 86 چهارشنبه 12 آذر 1393 زمان : 17:3 نظرات ()
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبليغات
موضوعات
  • فروشگاه اينترنتی
  • لينک دوستان

    نظرسنجي
    شما دوست دارید به کدام موضوع بیشتر پرداخت شود؟